دلنوشته

درباره داستان ” زوال خاندان آشر”
درباره داستان ” زوال خاندان آشر” نوشته ادگار آلن پو ، چاپ شده در کتاب داستان و نقد داستان/ احمد گلشیری/ انتشارات نگاه/ 1370 از آنجایی که ادگار آلن پو علاقه به رمز و راز دارد، در داستان “زوال خاندان آشر” گویی معمایی تلخ برایمان طرح می کند. از

من که هستم؟
خب من مینا بهکار ثانی درابی هستم. لااقل می توانم بگویم این اسمی ست که برایم در شناسنامه نوشته شده است. مینا تصمیم پدر و مادرم است و بهکار ثانی درابی هم نام خانوادگی پدربزرگ و احتمالا جد م است. خیلی چیزها از کودکی هایم را فراموش کردم. خیلی …

مدرسه ایران من
سیدبار جدگال / چابهار / سیستان و بلوچستان امروز روز ششمه که اینجا اومدم. همین امروز بسرم زد که هر شب تجربه مو بنویسم. ما عموما خیلی تجربه ها داریم در خیلی زمینه ها اما مکتوبش نمیکنیم. از یادمون میره. به طور کلی می دونیم اما جزییاتی هست که فقط

عروسی که روز عروسیش حاضر نشد
یک ” اینو بدون که هر وقت بهت گفتم میخوام ازدواج کنم، یعنی دارم به خودکشی فکر میکنم” ناگهان از خواب بیدار شدم و سعی میکردم چهرهی کسی را که بهاش گفته بودم: ” اینو بدون که هر وقت بهت گفتم میخوام ازدواج کنم، یعنی دارم به خودکشی فکر

خیابان سهروردی
خیابان سهروردی مینا بهکار این را امروز فهمیدم. در بانک، وقتی که کارم طول میکشید چون کارت ملی همراهم نبود و کارمند محترم سعی میکرد کارم را از طریقی راه بیاندازه، وقتی که قرار بود سه روز پیش بروم چک را نقد کنم ولی امروز رفته بودم، وقتی که