توضیحات
مقدمه
دو ویژگی مهم ایران و چین در سیر تحول هنر اهمیت فراوانی داشتند یکی تاثیر دین و اهمیت هنر برای درباریان اعصار مختلف، که شباهت ها و تفاوت هایی هم به جهت تاثیر دین در فرآیند شکل گیری هنرها به ویژه نقاشی و هم به جهت رفت و آمد سیاسی و بازرگانی میان این دو تمدن وجود داردکه با بررسی آثاری از این دست می توان رد پای آن را بر روی هنرمندان زمانه خویش و آثارشان مشاهده کرد.
در دوره هایی از تاریخ تاثیر دین به وضوح در آثار نقاشی پیداست.آنجا که در دائویی و کنفوسیوس و بعدتر در بودا اهمیت مراقبه کردن و سیر و تفحص در طبیعت، هنرمندان زمانه را به بازنمایی طبیعت در نقاشی وا می داشت و در ایران مانوی و بعدتر اسلام به گونه ای دیگر هنرمندان به بازنمایی طبیعت در آثارشان رو آوردند. در چین نقاش دارای اعتبار و ارج قرب خاصی بود همچون شاعر در ایران. نقاشان چینی پای هر اثری امضای خود و شیوه ی نقاشی و گاهی شعری یا با نوشته ای نقاشی خود را همراه می کردند. و در ایران به گونه ای دیگر داستان ها و منظومه ها را با نقاشی همراه می کردند. از این رو نوشته و ادبیات پیوستگی ویژه ای با آثار نقاشی هر دو تمدن دارد. این پژوهش در صدد است تا به نقاط افتراق و اشتراک بازنمایی طبیعت در آثار نقاشی ایران و چین برآید. با این فرضیه که طبیعت یکی از بارزترین عناصر نقاشی در تمدن ایران و چین است به گونه ای که با دیدن هر اثری از هر تمدن اهمیت و وجود عناصر طبیعت مانند گل ها و درختان صخره ها و کوه ها، رودها و چشمه ها به سهولت یافت می شوند. اما چیزی که حائز اهمیت است …
مینا به کارثانی
کارشناسی ارشد پژوهش هنر







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.