زن_ماهی
Fish/Woman
Who or what is “woman”? What points will we mention in defining the nature of women? His body, his voice, his mind or…
When is a woman a “woman”? How is it human? Where do we see humans?
If from the three roles of “woman” as the daughter of the house; belonging to the father, the wife of the house; belonging to the husband and mother of the house; Leaving aside the children, what remains of him but a pale image of a figure with a head and hair or hairs (visible or invisible), arms and legs, and protrusions, etc., like any other mammal.
I have the same mental challenges about fish. When is a fish “fish”? Is it “fish” when served on a plate? Or is it a “fish” when it dances in the water?
This understanding of meaning in “Fish” and “Woman” sparked the idea in the same structural contrast.
Both are confused and lost in their lives, without knowing it.
Water will melt in water, and the same in dry land. His movements are like a continuous dance that calls for tears. A tear that can’t stand up until serving food, staring at the door of the pot in a daze. It opens, divides, breaks into pieces. It is eaten. It sticks to our souls and hearts and becomes a part of us.
I/we become women, we become fish. It’s the same as we dance from morning to night in the struggle to stay!
When is death really death?
…
In the video, fish are caught, put in the refrigerator, separated in boxes, and sold in the market.
_ In the performance, the artist enters the water and stays in the water as far as he can, then he enters here and stays here as long as he can, then he enters the water again, he stays in the water as far as he can, then he enters here again. He will stay here as long as he can, then enter the water again…
And we continue to cycle
Night and still
Mina Behkar/ winter 2024
ماهی/ زن
“زن ” کیست یا چیست؟ در تعریف ماهیت زن به چه نکاتی اشاره خواهیم کرد؟ تن او، صدای او، ذهن او یا … .
زن چه زمانی “زن” است؟ اصلا چگونه انسانی ست؟ کجا انسان می بینیم اش؟
اگر از سه نقش “زن” به عنوان دختر خانه؛ مال پدر، زن خانه؛ مال شوهر و مادر خانه؛ مال فرزندان بگذریم ، از او چه می ماند جز تصویری کم رنگ از شمایلی که سری دارد و مویی یا موهایی(پیدا یا ناپیدا)، دست و پایی دارد و برآمدگیهایی و … مانند هر پستاندار دیگری.
همین چالشهای ذهنی درباره ماهی هم برایم مطرح است. ماهی چه زمانی “ماهی” است؟ وقتی در بشقاب غذا سرو میشود “ماهی” است؟ یا زمانی در آب میرقصد “ماهی” است؟
این تفاهم معنایی در “ماهی” و “زن” در عین تقابل ساختاری جرقهی ایده پیشرو شد.
هر دو گیج و گماند در حیاتشان، بیآنکه بدانند.
در آب بیاندازیاش ، آب آب خواهد کرد، در خشکی هم همان. تکانهایش گویی رقصی مدام است که اشک میطلبد. اشکی که سر باز ایستادن ندارد تا سرو غذا که مات و مبهوت خیره به در قابلمه است. باز میشود، تقسیم میشود، تکه تکه میشود. خورده میشود. میچسبد به جان و دلمان و جزئی از ما میشود.
من /ما زن میشویم، ماهی میشویم. همان است که از صبح تا شب آب آب میکنیم در تقلای ماندن، رقص کنان میمیریم!
براستی مرگ چه زمانی مرگ است؟
…
_ در ویدئو ماهی صید میشود، وارد یخچال میشود، در جعبههایی تفکیک میشوند، در بازار به فروش میرسند.
_ در اجرا، هنرمند وارد آب میشود و تا جایی که بتواند در آب قرار میگیرد، بعد وارد اینجا میشود و تا جایی که بتواند در اینجا میماند، بعد دوباره وارد آب میشود، تا جایی که بتواند در آب قرار میگیرد، بعد دوباره وارد اینجا میشود، تا جایی که بتواند در اینجا میماند، بعد دوباره وارد آب … .
و همچنان دوره میکنیم
شب را و هنوز را
مینا بهکار/ زمستان 1402
یک
لطفا جاهای خالی را پر کنید.
ماهی_ جای خالی_زن
زن_جای خالی_ماهی
“ماهی” چه زمانی “ماهی” است؟
“زن” چه زمانی “زن” است؟
“زمان” چه زمانی “زمان” است؟
ماهی در بشقاب غذا یا ماهی در دریا؟
زن در…………. یا زن در…………..؟
زمان زمانی که …………؟
مرگ “ماهی” چه هنگام است؟
آن زمان که خورده میشود؟ یا آن زمان که صید میشود؟ یا…..
مرگ “زن” چه هنگام است؟
آن زمان که…………….؟ یا آن زمان که …………..؟ یا ………
مرگ زمان چه هنگام است؟
آن زمان که ……. یا…………
دو
“ماهی” را “زن” بخوان.
هیچ چیز سرجایش قرار ندارد. انگار از ابتدا همین گونه بوده.
بیقراری جای قرار را گرفته و ماهی جای پرنده را.
تو جای من را گرفتی و ماهی جای معشوقهات را.
دیگر سقفی نیست و آسمان ابری آبستن دارد. ناگهان باران ماهی میبارد.
تو ماندی زیر باران و در دهانت ماهی جا مانده، نه میل به درون دارد و نه میل به برون. گیر کرده میان ماندن و رفتن.
میماند و خفه میشود؟ یا میرود و میمرد؟
تمام ماهیهای قرمز مردهاند. تنها ماهی قرمز شنل پوش عاشق آواز میخواند.
کجایی تو؟
گوش کن.
سه
آدمی با تبر عشق یا …. ؟ دو نیم شده باشد، همیشه نیمیش هست و نیمیش نیست. بدبختی اینجاست که نمیداند نیمه زنده کدام است و نیمه مرده کدام؟
هست ولی مرده، نیست ولی “آب آب اش” تمام نشده. بیگانه است. تنها و بیخود تمام دنیا را که بهش بدهند باز دستهاش دنبال نیمه دیگرش میگردد. دنبال خودش که در دیگری جا گذاشته.
دنیا را وحب به وجب بگردد هزار سوزن گمشده را میابد، خود گمشده را نمییابد.
میداند کجا جا مانده و خوب میداند چرا… .
میداند کجا جا مانده و خوب میداند چرا ؟